نویسنده: متین
جمعه 12 بهمن1386 ساعت: 18:13
الهام جان به غیر از این دو تا کوچولو که گفتی در یادگیری فحش استعداد دارن,کلا وضعیت ادب و تربیت تو این جور جاها چطوریه؟ بعد از التیام بی سرپرستی و بی خانگی و بیماری و احتمالا بی محبتی بچه ها آیا مجالی برای رسیدگی به وضع فرهنگی و ادبشون می مونه یا نه؟ خیلی مشتاقم در اینباره بنویسی
سوال بعدی اینکه روحیه سرپرست ها و بقیه کارمندا چطوریه؟ مثل تو عشق می ورزن به کارشون یا بی علاقه ان؟ لطفا یه کمی اگر حوصله داشتی راجع به مسائل جانبی هم بنویس . وضع غذا ها اتاق ها تعداد بچه ها.... هر بچه ای چقدر اونجا می مونه؟ اگر کسی قبولش نکرد سرنوشتش چی میشه؟؟؟
فکر کنم جواب سوالاتم 2-3 تا پست بخواد... هر وقت حوصله کردی جواب بده...
فکر کنم دیگه وقتشه جواب متین عزیز رو بدم:
از همون اولی شروع می کنم٬ راستش بچه های بزرگتر وقتی میان اونجا اکثرشون خیلی فحش های عجیب و غریبی بلدن و مسلماَ بعضی از اونها رو بچه های دیگه هم یاد می گیرن ولی بعضیهاش که خیلی غیر قابل تحمله

با دعوای مکرر یادشون میره٬ روی هم رفته تربیت بچه ها بعد از اینکه مدتی اونجا موندن بهتر از روز اولی می شه که اومدن.راستش با همه ی این مشکلاتی هم که گفتی واقعا تربیت کردنشون کار خیلی سختیه و طبیعیه که مثل بچه هایی که توی خونه زندگی می کنن نمی شه..
در مورد روحیه ی مربی هایی که از بچه ها نگهداری می کنن باید بگم که متأسفانه اکثرشون مشکلات خانوادگی دارن٬ خیلیاشون سرپرست خانواده هستن و بعضی ها هم بچه های خود بهزستی هستن که وقتی بزرگ شدن همون جا شروع کردن به کار کردن و تربیت یک سری بچه های دیگه که حتمآ می دونید این کار یک سیکل معیوب ایجاد می کنه...البته اونجا کسایی هم هستن که با وجود کوه مشکلات عاشق کارشون و بچه ها هستن و خیلی به بچه های تحت سرپرستی شون محبت می کنن.
در مورد وضع اتاق ها ٬ اون شعبه از بهزیستی که من توش کار می کنم از این نظرها هیچ مشکلی نداره و وضع غذا و لباس و جای خواب بچه ها در حد خیلی خوبه ٬ ولی این رو هم میدونم که غیر از اینجا بقیه ی مراکز اوضاع جالبی ندارن...
ما با نوزادامون حدود ۱۵۰ تا بچه داریم که توی ۴ تا بخش جدا هستن. بچه ها تا ۷-۸ سالگی توی شیرخوارگاه می مونن و اگر شانس پذیرفته شدن به فرزندخواندگی رو نداشته باشن به مراکز دیگه ای که بهش دیگه می گن پرورشگاه منتقل می شن و بعد از این مرحله تقریبآ امکان فرزندخوانده شدنشون نیست وباید همون جا زندگی کنن.
نمی دونم چیا جا مونده٬ خیلی مختصر گفتم نه؟:)
پ.ن۱:زعفرانی عزیز حتما در مورد شرایط فرزندخواندگی هم در اولین فرصت می نویسم.
پ.ن۲:از همه ی دوستایی که حال غزلم رو می پرسن تشکر می کنم وباید بگم که هنوز هیچی معلوم نیست ولی این معلومه که غزلکم داره روز به روز شیطون تر می شه

+ نوشته شده توسط الهام در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت
21:17 |