با سلام به همه ی دوستان
این وبلاگ به علت تاهل نویسنده ی آن تا اطلاع ثانوی تعطیل
می باشد![]()

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:3 توسط الهام|
|

اسفند 85:من روانشناسی خوندم و از سال 82 توی یکی از مراکز بهزیستی داوطلبانه کار می کنم.توی این چند سال تجربیات عجیب و غریبی کسب کردم که تصمیم گرفتم شماهارو هم توی این تجربه ها سهیم کنم..
------------------------------------------------------------------------
بهمن 87: چند وقتیه زندگیم یه کم تغییر کرده... از مرداد ماه توی یکی از روزنامه های همین مرز و بوم به شغل نسبتا شریف روزنامه نگاری مشغولم راستش رو بخواید به دلایلی هم از بچه هام توی شیرخوارگاه دور شدم و لی چاره ی دیگری نبود...
------------------------------------------------------------------------
بهمن 87: چند وقتیه زندگیم یه کم تغییر کرده... از مرداد ماه توی یکی از روزنامه های همین مرز و بوم به شغل نسبتا شریف روزنامه نگاری مشغولم راستش رو بخواید به دلایلی هم از بچه هام توی شیرخوارگاه دور شدم و لی چاره ی دیگری نبود...
- شب،سکوت،کویر
- هموطن
- شمر شناسی
- هنر و زندگی
- مطالب جالب
- ملاقات با یک دوست قدیمی
- قمار عاشقانه
- طعم تلخ قهوه
- شب نوشته ها
- غریب
- بانو با سگ ملوس
- دختر لر
- به من بگید حسود
- ماجراهای شهراد
- ترانه
- ماجراهای مزدا و پیشی
- وب نوشت محرمانه یک دختر...
- یار مهربان
- باران
- حسین پناهی
- طلبه ای که می گفت مرسی!
- ی فنجون قهوه با طعم تمشک
- روشنفکر جونم کجایی؟
- وبلاگ خلیل جوادی
- آنی رویای آبی
- شوکول(بستنیش خوشمزه تره)
- قالب ساز
- قالب وبلاگ : قالب عاشقانه
- افراد آنلاين:
- تعداد بازديدها:
![]()
Powered By
BLOGFA.COM
